تبلیغ2

ساعت 1:30 شب برام اس ام اس آموزش کامپیوتر حسابداری اومده. اسم موسسه اش هم هست روشنگر و خبره!

مردهای بزرگ یا پسربچه های کوچک

چندروز پیش خاله و مادربزرگم زنگ زدن و حالم رو پرسیدن. وقتی فهمیدن می خوام برم مسافرت هی گفتن «پس شوهرتو می خوای چی کار کنی»، «حالا شوهرت چی کار می کنه» و از این دست جمله ها.

این تفکر که شوهر یه «بچه» است که وقتی می خوای بری مسافرت باید «یه کاریش بکنی» برای من جا نمی افته، همین طور ترس همیشگی زن ها از اینکه شوهرشون یه وقت به دلایل مختلف،که یکیش می تونه مسافرت رفتن زن باشه، چشمش به زن دیگه ای بیفته و ولشون کنه و بره سراغ زن جدید.

هیچوقت نفهمیدم که جامعه و خانواده های ما چطور این تناقض رو برای خودشون حل می کنن که مردها رو توی خونه «بچه» هایی بدونن که حتی از پس ساده ترین کارهاشون ،مثل غذا پختن و اتو کردن و مراقبت از خودشون، برنمیان و انقدر بی اراده و بی ثباتن که مثل لباس، زن عوض می کنن اما همین «بچه» ها وقتی صبح از خواب بیدار می شن و سرکارشون می رن تبدیل به «مرد» های بااراده و با عقل و درایتی می شن که همه تصمیم گیری های مملکت به دستشون سپرده می شه، جونشون دوبرابر زن ها ارزش داره، شهادتشون اندازه ی شهادت دوتا زن می ارزه و انقدر ثبات احساسی و عقلانی دارن که نشستن در مسند قضاوت فقط در شأن اون هاست.

تورم جوانان

تنها چیزی که مهم است این است که در ازدیاد نفوس شرکت نکنی. آدم حکم پول را دارد. هر قدر مقدارش بیشتر، ارزشش کمتر. امروز چیزی که هیچ ارزش ندارد جوان بیست ساله است. جمعیت جوان های بیست ساله در دنیا از حد گذشته است. دنیا گرفتار تورم جوانان است.

خداحافظ گری کوپر/ رومن گاری/ترجمه سروش حبیبی

سرای عجم اهواز و میراث در حال مرگ ما


میراث فرهنگی کشور حال چندان خوبی نداره. هر روز خبر تخریب فلان بنا یا خارج شدنش از ثبت میراث ملی به گوش می رسه. این وسط به دلیل معروف بودن آثار بعضی شهرها روشون حساسیت بیشتری دیده می شه و بیشتر سر و صدا می شه و امیدی هست برای نگهداشتنشون مثل بافت تاریخی یزد یا خانه دایی جان ناپلئون تهران (گرچه با این اوضاعی که می بینم امیدی به حفظ این ها هم نیست) اما شهری مثل اهواز که خیلی از مردمش هم تصور روشنی از تاریخ این شهر ندارن، وضعیت به مراتب بدتری داره. بماند که میراث فرهنگی خوزستان در این سال ها نشون داده در زمینه ی حفظ آثار به طرز وحشتناکی ضعیفه. به نظرم خیلی خوب بود اگر مسئولان این سازمان برای مردم خوزستان و ایران توضیح می دادن دقیقن دارن تو سازمانشون چه کارهایی انجام میدن. بعضی از آثار خوزستان مثل محوطه باستانی شوش و معبد چغازنبیل یا آبشارهای شوشتر، نه تنها برای تاریخ ایران بلکه برای تاریخ جهان بااهمیت هستن اما با این وجود هیچ اهمیت در خوری بهشون داده نمی شه.

اما اهواز، بافت تاریخی اهواز به مرور داره از بین میره.متاسفانه بعضی از مکان های مهم اهواز مثل گورستان ارامنه و خیلی از ساختمون های قدیمی بافت تاریخی اهواز حتی ثبت ملی هم نیستن که بشه ازشون محافظت کرد. این روزها چیزی که برای همه مهم شده قیمت ملک و زمینه، تاریخ به چه در می خوره؟ برای کی اهمیت داره؟ زمینِ خونه های تاریخی اهواز به دلیل قرار گرفتنشون در مرکز شهر از قیمت بالایی برخوردارن و جون می دن برای اینکه کوبیده بشن و تبدیل بشن به پاساژهای بدقواره. کسی هم نیست حداقل این ساختمون های جدید رو قشنگ تر بسازه.



این چندوقت زیاد خبر تخریب بناها از اهواز به گوش می رسه. تخریب بالکن مهدیان که چندوقتی هم خونه ی فروغ فرخزاد و پرویز شاپور بود یا کارخانه ریسندگی و بافندگی که بغل گوش سازمان میراث فرهنگی قسمت اعظمش تخریب شد و حالا فقط برجش باقی مونده. حالا هم سرای عجم قراره تخریب بشه.

 یه دوستی می گفت ول کنید بابا چسبیدین به این خرابه، به این خرابه ها. آره اینا خرابه است چون ما آدمایی نبودیم که نذاریم تاریخمون خرابه بشه. تخت جمشید هم خرابه است، تپه سیلک کاشان که خیلی خرابه است لابد. سرای عجم هم خرابه است. باز صد رحمت به گذشتگان ایران که آثاری از گذشته باقی گذاشتن ما که آثار همین 100 سال پیش رو نمی تونیم سالم نگه داریم چه برسه به قدیمی ترها.

من امیدی ندارم. تلاش می کنم برای نگه داشتن این بنا ها اما امید ندارم. از خودمون خیلی ناامیدم. ما مردمی که که هروقت منافعمون اقتضا کنه، سنگ تاریخ دو هزار و پونصد ساله رو به سینه می زنیم، در واقع هیچ ارزشی برای تاریخمون قائل نیستیم. فردا باید به عنوان میراث امروز، برج بتونی میلاد رو به بچه هامون نشون بدیم و آپارتمان های سر به فلک کشیده ی نمای کامپوزیت رو و نمی دونم درباره ی معماری ایرانی یا میراث ایران چی باید بگیم، میراثی که احتمالن اون موقع غیر از عکس ازش چیزی نمونده.


پ.ن: از همه ی وبلاگ نویس هایی که اینجا رو می خونن خواهش می کنم در این مورد مطلب بنویسین. درباره ی میراث در حال تخریب شهرتون، کشورتون، درباره معماری ایرانی، درباره ی چیزی که فردا ممکنه دیگه وجود نداشته باشه و مجبور شیم درباره ی خاطره اش بنویسیم.


 

لینک های مرتبط:

-تشدید تخریب خانه‌های تاریخی اهواز / بافت تاریخی اهواز به بلای بافت یزد دچار شد

 -دوستداران میراث فرهنگی اهواز خواستار حفاظت از سرای عجم شدند

تبلیغ

اگر اینهمه که برای مشارکت در ساخت حرم اس ام اس تبلیغاتی می دن برای کمک به فقرا و کودکان بی سرپرست و کودکان سرطانی و... اس ام اس می دادن به نظرم شرایط این بندگان خدا یه تکونی می خورد.

ماهی و آب

اینجا چه خبر است؟ ممکن است در نگاه اول، سوالی پیش پاافتاده به نظر برسد. اما پیش پاافتاده نیست، زیرا زندگی روزمره، به طور عمده برای ما مشاهده نشدنی است (به سبب مأنوس نبودن آن و به سبب تناقض های آن که مردم نمی خواهند با آنها مواجه شوند). ما هنگامی که کاری را انجام می دهیم به الگوهای آن توجه نداریم. کلاید کلاکهون انسان شناس، این نکته را با یک جمله ی شیوا روشن کرد: «ماهی آخرین موجودی خواهد بود که آب را کشف می کند».


کتاب روش های تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی و روان شناسی

نوشته ی مردیت گال، والتر بورگ، جویس گال

پالت



دیشب با گروه پالت آشنا شدم. خوشحالم از این آشنایی هرچند یه کم دیر بود. یه مدت بود آهنگ جدیدی که دوست داشته باشم نشنیده بودم. توصیه می کنم گوش بدید و اگر خوشتون اومد بافرهنگ باشید و حتمن آلبومشون رو بخرید.


کلیپ ویدیو هزارتا قصه گروه پالت

هزارتا قصه در کنسرت 

آب پیازی

به سفارش مخاطب خاص داشتم تو اینترنت می گشتم ببینم «آب پیازی» چه جور غذاییه و چطور درستش می کنن که فهمیدم یه روستا در استان کهکیلویه و بویراحمد هست که اسمش آب پیازیه.

علی مطهری


علی مطهری به ضرغامی تذکر داده که چرا تلویزیون تصاویر زنان بی حجاب رو در مسابقه ی والیبال نشون داده و چرا تصویر شکیرا رو در مسابقه ی فوتبال ایتالیا و اسپانیا پخش کرده. علی مطهری که احتمال داره وزیر ارشاد آینده ی مملکت بشه با این حرف ها بیشتر به وجود عقاید ضد زن خودش مهر تایید می زنه.

علی مطهری با اینکه یکی از معدود نمایندگان مخالف سیاست های احمدی نزاد در مجلس فعلی بود اما این خوشنامی در مخالفت با احمدی نژاد رو به خاطر نبودن مخالف های دیگه پیدا کرد. در واقع انقدر مجلس فعلی بی خاصیت و بی رمق و از نمایندگان دلسوز خالی بود که مخالفت های مطهری اون رو به یکی از مدافعان اصلی حقوق مردم تبدیل کرد اما نباید فراموش کرد که مطهری غیر از مخالفت هاش با سیاست های دولت نظرات دیگری هم در مجلس داشت که خیلی خوشایند نبود.

مطهری یکی از طرفداران صیغه و تعدد زوجات در لایحه ی حمایت از خانواده بود:

ازدواج موقت و تعدد زوجات در واقع برای نجات تک همسری است، اگر اینها نباشد تک همسری که طبیعی ترین شکل نهاد خانواده است به خطر می افتد. نفی ازدواج موقت به معنی تجویز كمونيسم جنسی یا رهبانیت و ریاضت جنسی است که اسلام راضی به هیچ کدام نیست، زیرا اولی به معنی روابط کاملا آزاد و بدون قید و شرط زن و مرد و انحلال نهاد خانواده است و دومی موجب پدید آمدن عقده های روانی در افراد است که گاه منجر به جنایت ها می شود. و نفی تعدد زوجات به معنی نفی حق برخی بانوان در داشتن شوهر است.

 

 همین طور مطهری یکی از طرفداران طرح تفکیک جنسیتی است:

اصل در اسلام بر تفكيك است ، شخصا با تفكيك جنسيتي دانشگاه‌ها موافقم، اگر دانشگاه‌هاي تك جنسيتي وجود داشته باشد خانواده‌ها نيز راضي‌ترند. شايد اگر از ابتدا تاسيس دانشگاه به دست خودمان بود ما هم مجزا مي‌ساختيم، در زمان شاه، دانشگاه الزهراء كه نامش فرح بود تاسيس شد؛ در حالي كه اين اتفاق بعد از انقلاب نيفتاد، در آمريكا صحبت از دانشگاه‌هاي تك جنسيتي است و استقبال هم شده است.

 

به نظرم همین نظرات اون نشون دهنده ی اینه که بهتره از مطهری در یه پست سیاسی استفاده بشه و نه در یه پست فرهنگی. شاید موندن علی مطهری در مجلس از همه ی انتخاب های دیگه بهتر باشه به خصوص که مجلس فعلی از نماینده هایی که واقعن دلسوز مردم باشن خالیه. حداقل مطهری اگر دلسوز زن ها نیست، دلسوز مردها هست و مواضع سیاسی بهتری هم نسبت به بقیه نماینده ها داشته.

امتحان


کشورای دیگه خروار خروار فیلم به اینور اونور می فروشن بعد کارگردان ما باید کلی دلیل و برهان بیاره که چرا فیلمش از بی بی سی سر درآورده. مملکته داریم؟

تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر و بافت تاریخی یزد

از اونجایی که دولت دهم تا آخرین روز خدمتش قراره کمر به نابودی هرچی که هنوز سالم مونده ببنده می خواست باغ گیاهشناسی نوشهر رو تخریب کنه. باغی که پر از نمونه های منحصر به فرد زیستیه. مردم اما روز 5 تیر که قرار بود باغ تخریب بشه، اونجا تجمع کردن و مانع از تخریب باغ شدن و قرار شد تا 10 روز بعد دوباره درباره ی این باغ تصمیم گیری بشه.


غیر از اینکه باعث خوشحالیه که فعلن این باغ تخریب نشده و هنوز پابرجاست، چنین حرکت های مردمی باعث امیدواریه. اینکه مردم کم کم فهمیدن که ایران متعلق به خودشونه و باید براش تلاش کنن و مثل خونه ی خودشون ازش محافظت کنن. اینکه ما مردم صاحب اصلی و تصمیم گیرنده ی اصلی برای کشورمون هستیم و می تونیم بعضی چیزها رو تغییر بدیم.


البته همین حرکت درباره ی تخریب بافت تاریخی یزد هم اتفاق افتاد اما متاسفانه بی فایده بود و قسمت زیادی از بافت تاریخی یزد( مسلمن با مصوبه ی هیات دولت دهم) تخریب شد، اما همین که همچین حرکت هایی بین مردم شکل گرفته در بلند مدت مطمئنن تاثیرات بسیار خوبی خواهد داشت. البته امیدوارم این «بلند مدت» انقدر بلند نباشه که دیگه چیزی برای حفظ کردن باقی نمونه. گرچه اگر دولت یازدهم به شدت دولت دهم میل به تخریب نداشته باشه ممکنه امیدی برای محیط زیست و میراث فرهنگی باقی بمونه.