عشقمون مبارک، پرتقال من
این آهنگ رو خیلی دوست دارم. تو می دونی. امروز بارها گوشش دادم، به یاد تو، به یاد همه ی روزهایی که مال ما بود، مال ما هست. روزهایی که رفتن و خاطره شدن و روزهایی که قراره با هم بسازیم. یه عالمه حس متفاوت و متناقض دارم وقتی به خودمون فکر می کنم، امید، خوشحالی، هیجان، ترس، دلتنگی. این آهنگ رو دوست دارم چون احساس می کنم ما توشیم. من و تو و عشقمون که پر از فراز و نشیب و احساس های عجیب بوده و هست و احتمالن خواهد بود.
دوستت دارم. تو عزیزترین منی. تو پرتقال شیرین منی. می بوسمت هزار بار.
ترانه پرتقال من
بودنت هنوز مثل بارونه، تازه و خنک و ناز و آرومه...
حتی الان از پشت این دیوار که ساختم تا دوست نداشته باشم...
اتل و متل، بهار بیرونه، مرغابی تو باغش می خونه...
باغ من سرده، همه گلهاش، پژمرده دونه دونه...
دلم تنگه پرتقال من، گلپر سبزه قلب زار من...
منو ببخش از برای تو، هرچی که بخوای می یارم...
اتل و متل، نازنین دل، زندگی خوبه و مهربونه...
عطر و بوش همین، غم و شادی کوچیک و بزرگمونه....
آهای زمونه،
آهای زمونه،
این
گردونه ات و کی داره می چرخونه؟
بودنت هنوز مثل بارونه، مثل قدیما پاک و روونه...
از پشت این دیوار بی رحمی که بینمونه...
آچین و واچین، عسل شیرین،
قصه مون هنوز ناتمومه...
از اینجا به بعد کی میدونه که، چی سرنوشتمونه...
لینک آهنگ پرتقال من/ مرجان فرساد
سورمه نام شخصیت زنِ کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی است که من اینجا آن را قرض می گیرم .