با مخاطب خاص داشتیم کارتون سندباد می دیدیم. بحث رفت سمت کارتونای زمان کودکی و من واقعن بیشتر به فکر فرو رفتم که چرا اکثر شخصیت های کارتونی زمان ما یک خانواده ی منسجم و درست درمون نداشتن. بهترین خانواده ها به نظرم یکی خانواده ی دکتر ارنست بود یکی هم خانواده ی انریکو تو بچه های مدرسه ی والت که خیلی خانواده های استاندارد و مطابق با اصول تربیتی بودن.

پرین، هاچ، نل، چوبین، دنبال مادراشون می گشتن؛ مادر آنت و پدر لوسین مرده بودن همین طور مادر استرلینگ تو کارتون رامکال؛حنا دختری در مزرعه، جودی ابوت، آن شرلی، بلفی، دختر مهربون، ممول و سندباد هم که از پدر و مادر به طور کلی بی بهره بودن.

البته من کارتون های زمان خودمون رو واقعن دوست دارم و هنوز می بینمشون. فکر می کنم الان اصلن همچین کارتون هایی ساخته نمی شن. این کارتون ها امتیاز های زیادی داشتن و یه بچه چیزای خوبی می تونست ازشون یاد بگیره، همین طور یه آدم بزرگ. اما خوب این سوال هنوزم برام مطرحه.

شاید از اونجایی که تقریبن همه ی این کارتون ها ژاپنی هستن به سیایتی در ژاپن برمی گرده چون به نظرم هیچکدوم از کارای این ژاپنی ها بی حکمت نیست. مثلن شاید هدف جا انداختن خانواده های تک والدی بوده. شاید هم خیلی ساده به خاطر داستان نویسی و پروروندن یه داستان پرماجرا بوده، شاید با چالش هایی که نبود والدین تو زندگی یه بچه ایجاد می کنن می شه داستان ها بهتر و جذاب تری نوشت مثل الیور تویست، بینوایان یا هری پاتر.