نهادهای مربوط به زنان در ایران از مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گرفته تا فراکسیون زنان مجلس، به طور کلی بهتره اسمشون رو به «انجمن برگرداندن زنان به خانه هایشان» تغییر بدن! یا بذارن «امور فرزندپروری و شوهرداری» یا یه چیزی تو همین مایه ها خلاصه.

مثلن این خبر رو بخونین: «تامین منابع مالی طرح افزایش مرخصی زایمان، هزینه یا سرمایه گذاری». البته خیلی ممکنه به نظر در راستای نیازهای زنان به نظر برسه ولی متن خبر نشون می ده کسانی که این لایحه رو به مجلس بردن به هیچ عنوان به خاطر زنان این کار رو نکردن.

اتفاقی که در این 8 سال برای شاغلین زن افتاده اینه که روز به روز از مشاغل مختلف کنار گذاشته شدن. آزمون های استخدامی هر سال ظرفیت کمتری برای زنان قائلن و آمارها نشون میده تعداد زنان شاغل از 4 میلیون در سال 85 به حدود 3 میلیون در سال90 رسیده و نرخ بیکاری زنان از 16.2 درصد به حدود 21 درصد رسیده و این روند نزولی همچنان ادامه داره.

اما درباره ی خبر بالا که درباره ی افزایش مرخصی زنان شاغل از 6ماه به 9ماه هست باید بگم:

اولن مگه کلن چند درصد از زن ها شاغل هستن؟ حدود 14 درصد که روز به روز هم با سیاست های ضد زن استخدامی داره کمتر می شه و فکر نمی کنم 14درصد زن انقدر روی سیاست های فرزندآوری کلان دولت تاثیر داشته باشن.

دومن همین الان 6 ماه مرخصی برای زن ها مشکل سازه. فرهنگ «مرخصی زایمان» در ایران جا نیفتاده و براش کار فرهنگی نشده که البته با توجه به نرخ پایین اشتغال زنان احتمالن نمی صرفیده. هنوز در ایران به زنی که مرخصی زایمان می ره به چشم یه آدم مفت خور نگاه می کنن. انگار نه انگار که بارداری و زایمان و تولد بچه به راحتی صورت نمی گیره و به توجه خاص نیاز داره و این حق زن هست که از این توجه بهرمند بشه. مرخصی زایمان یکی از عواملیه که باعث می شه سازمان ها کمتر تمایل به استخدام زنان داشته باشن. شاید اگر برای مردان هم مرخصی زایمان وجود داشت این دید نابرابر و تبعیض آمیز در استخدام زن ها کمتر می شد(مطمئنن از بین نمی ره حالا حالا ها). در شرایط فعلی افزایش این مرخصی به 9 ماه فقط باعث دید منفی تر نسبت به استخدام زن ها از سوی کارفرماها می شه.

سومن اگر دلیل همچین لایحه ای فشاریه که به زن های شاغل میاد، فکر نمی کنم 3 ماه مرخصی اضافه مشکلی رو حل کنه، بلکه باید به طرح های بلندمدت تری فکر کرد. مثلن خیلی از مادران شاغل از فقدان مهدکودک در نزدیکی محل کارشون رنج می برن و سازمان ها هم هیچ تکلیفی در برابر همچین مشکلی ندارن. همونطور که یک سازمان مزایایی مثل باشگاه ورزشی یا بلیت رایگان استخر در اختیار کارکنانش میذاره، می تونه با یه مهدکودک هم قرارداد ببنده و مشکلات زن های شاغل یا حتی مردهای شاغل رو با اینکار کمتر کنه. همین طور باید به آموزش پدران پرداخت که وظیفه ی بیشتری رو در رابطه با فرزندانشون به عهده بگیرن تا فشار کمتری به مادران بیاد و همچین آموزشی یک برنامه ی بلندمدت می طلبه.

در نهایت تا وقتی وضعیت اقتصادی به صورت فعلیه و روز به روز بدتر می شه و از هیچ ثباتی برخوردار نیست خانواده ای که با فکر تصمیم به بچه دار شدن می گیره و خودش رو در قبال آینده ی فرزندش مسئول می دونه، یا در این شرایط بچه دار نمی شه یا نهایتن به یک بچه قناعت می کنه تا بتونه رفاه نسبی براش فراهم کنه که البته برای حل این مشکلات 3 ماه مرخصی اضافه فقط یک شوخی بی مزه به نظر می رسه.

 

 آمارها رو از اینجا آوردم. 

این مطلب مرتبط رو تازه خوندم: 

مرخصی زایمان، تهدیدی برای امنیت شغلی زنان