بعد از چند ماهی باز رفتم دانشگاه تا بالاخره شاید کارهای فارغ التحصیلی رو با یک سال تاخیر انجام بدم. اطلاعات پایان نامه ام رو باید وارد سایت Irandoc  می کردم برای همین مجبور شدم برم سایت دانشکده. سایت قبلن دو قسمت بود، قسمتی که ارشدها و بچه های دکترا می نشستن و قسمتی مربوط به بچه های لیسانس بود اما دو قسمت از هم جدا نبود و همه یک جا می نشستیم. حالا هم دوقسمت بود اما دو قسمت رو با پرده از هم جدا کرده بودن و دخترها باید پشت پرده می نشستن. یه حالت بدی داشتم وقتی رفتم پشت پرده تا از کامپیوتر استفاده کنم. موقع استفاده از اینترنت فهمیدم اینترنت سهمیه بندی شده، هم برای دانشجوها و هم برای اساتید. اینکه در یک محیط علمی و پژوهشی اینترنت برای اساتید سهمیه بندی باشه شبیه به شوخیه.

برای گرفتن یه سری امضا باید می رفتم ساختمون اداری دانشگاه. اونجا هم اینترنت محدود شده بود. بعضی کارمندها فقط از ساعت 12 تا2 اینترنت داشتن و اون هم فقط اینترنت ملی بود.

نمی دونم داریم به کجا می ریم و قراره تبدیل به چی بشیم، شاید عربستان یا کره شمالی اما برای منی که 10 سال پیش هم تو همین دانشگاه درس خوندم و اون روزها رو هم تجربه کردم، و دیدم که می شه تو محیط علمی، به علم اهمیت داد و علمی رفتار کرد و لذت برد خیلی سخته که ببینم محیط همون دانشگاه انقدر عوض شده و دغدغه اش از علم و آموزش به تفکیک جنسیتی و تظاهر برای رسیدن به منصب و افتخارات توخالی تبدیل شده. از اونهمه برنامه های مختلف و متنوع دوران دانشجویی 10 سال پیش که همه جور آدمی می تونست توشون فعالیت کنه و بنویسه و حرف بزنه و تئاتر درست کنه، غیر از برنامه های بسیج چیزی نمونده. همه دانشگاه رو فقط حرف های یک دسته پرکرده و از هیچ تنوع و تفاوتی تو برنامه های دانشگاه خبری نیست. فکر نمی کنم این دانشگاه دیگه بتونه چیزی به کسی اضافه کنه. این دانشگاه دیگه دانش-گاه نیست.